|
ناله های من برا کسی که هیچ وقت نمیتونم بهش برسم .... همین!
|
نمیدونم چی بگم خیلی خیلی سرم شلوغه
صبح میرم شب میام
اصلا وقت اپ و..... ندارم به واحد زیاد برداشتم و دارم حسابی درس میخونم باید خودمو برسونم
چون یه سری امکانات بهم دادن باید استفاده که هیچ سوء استفاده کنم
تابستونم وقتم پره درس میخونم دیگه هیچی همش شد درس
******************************************
تولد ملینای گلم رو تبریک میگم هنوز به وبش سر نزدم ببینم اونجا چه خبره ولی ۲۴ بود که من بازم دیر رسیدم مثه همیشه
ملینای گلم عزیز دلم ارزوم اینه که ساله دیگه مسعود کنارت باشه
اجباریه خانومی
دوست دارم امیدوارم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
سال زنده باشی هی ذوق کنی روز تولدت اونم با مسعود ![]()
فدات بشم عزیزمی بس کی دوستم دارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
****************************************
از کارای خودم بگم از روزی که از مسافرت اومدم خواب درست و حسابی نداشتم
نت هم زیاد دیگه نمیتونم بیام
نازی عزیزم من بازم شماره همراهتو گم کردم و نمیدونم چی کار کنم ![]()
کاش یه روز که هستم تو هم باشی ازت دوباره بگیرم
دوست دارم
همه دوستای گلمو دوست دارم
اونایی که هی میان میگن فونتتو عوض کن : عزیز دلم بزار صفحه کاملا لود بشه اونوقت بخون
که چشای نازت درد نگیره
از نانی عزیزم حسام عزیزم عسل عزیزم ملینای گلم گل عاشق نازمنیلوفر و منصور و همه که الان اصلا نمیتونم اسم ببرم چون اسم خودمو هم فراموش کردم
شرمندتونم بازم میام
منتظرم باشین
فعلا تا بعد![]()
![]()
خوبین بچه ها اومدم
با کلی سوغات اومدم جای همتون خالی به خدا خیلی خوش گذشت
تکتکتون هی اسمتون میومد منم هی میگفتم
برای همتون نماز خوندم![]()
برای همتون اسم نمیارم
دوستای نازم اونایی که اومدین گفتیم منو هم یاد کن باور کنین یادتون بودم
الان خستم
فعلا
سلام به همه دوستای عزیزم
خوب یه سال دیگه یه عید دیگه هم اومدو داره میره و این ماییم که موندیم و یه سالی پر از تجربه پشت سر گذاشتیم
یه سالی که با هم بودیم و دوستای هم شدیم تا با هم خیلی از نگرانی هامون توسط همدیگه رفع شد
من که از دوستایی که پیدا کردم خیلی راضیم(بگو مگه قراره ناراضیم باشی؟ :دی)
توی عید همه رفتن مسافرت و عید دیدنی و .... مثه من حالا نوبت منه که برم سفر
یه سفر زیارتی که خیلی وقته هم بهش احتیاج داشتم هم منتظرش بودم
میخوام برم پیش اقام امام رضا این دومین بارمه که میرم یه بار وقتی نی نی بودم یه بارم الان:دی
اون موقع که نی نی بودم با مامانم رفتم الانم با مامانم
خوب خیلی خوشحالم بلاخره بعد مدتها دارم میرم میرم ازین شهر واقعا خسته شده بودم
خوب به همراه سحر و ساغر و مامان سحیلا و مامان مینای خودم قراره همسفر هم شیم
از خدا خیلی ممنونم به قول سحر اینا همه جواب صبرته
خداجونم خیلی ممنونم با کمک دوستام سرنوشتم رو تغییر دادم
از همتون التماس دعا دارم امیدوارم سالی پر از شادی و خوشی برای بهترین دوستام باشه
سر شارم از بغض،
بغضهايي كه باريدن را فراموش كرده اند
و دلي كه هنوز هم صادق است،
بي هيچ پشيماني گويي هنوز حاضر نيست از روياي شيريني كه در آن است بيدار شود
...انگار فراموش كرده تمام اين بغضها حاصل همان صداقت است
كه هر روز غم ها را جام،جام مي نوشند، دم نمي زند
.حال غريبي دارم و به دنبال قربتم،
قربت به هر آنكه گوش كند بغضها را،
چون گويا باريدني نيست و ناگفته ها هست
.و آسمان هر روز جاده ي روز را تا تاريكي شب طي مي كند
و من به آن مي نگرم و زمان تمام ثانيه هايش را به تاريخ مي دهد
و مي تازد و هيچ سبقتي در كار نيست
مي دانم،
و جاده ها هنوز وسوسه ي سفر دارند
و تشنه ي رهگذرند
و دنيا پا بر جاست با تمام نيرنگها و دروغها و فريبهاي پي در پي
و من چه صادقانه در آن قدم مي زنم،
شايد هم چه ساده لوحانه و حماقت بار،
ولي صداقت طبيعت چه؟كه موجهاي سنگينش،تفكرم را مي لرزاند
.هنوز شكوفه هاي زيتون،صلح را باور دارند و صنوبر ها،سبزِ سبزند و خم به ابرو نمي آورند
.و تحملشان كوه را به رقابت مي خواند
و باران كه زلاليش،صداقت را هجي مي كند با قطراتش
و انسانها كه گويي هيچ،انگار بوي هيچ گلي را استشمام نكرده اند
و اين واقعيتها را
نمي بينند
و در سياره اي كه خود ساخته اند زندگي مي كنند،
سياره ي يخ،
كه سرمايش تفكرات را بخواب برده،
خوابي كه تا بيداري راه دارد و من كه راوي تكراري ِ تكرارهايم
،بدون نگاه به درون،كه آيا هيچ قدمي بر داشته انم براي آب كردن اين برفها؟
بغضهايم را از قفس بي تنفس
زمان آزاد خواهم كرد
و فرياد خواهم زد بر سر تمام من هايي كه بغضهايشان را رها نمي كنند
و جاده ها را منتظر مي گذارند بدون عبور
.عبور بايد كرد و تمام دنياهاي زيبا را به رهگذرهاي كنار جاده شناساند
و بغضها را بايد رها كرد تا كه شايد كسي كنار پنجره اي" پرچینی ترنم باران را،
وقتي به خشكي عاطفه رنگي تازه مي زند را ببيندو
بينديشد كه باران حاصل فرياد هاي درياست
.به یاد همگیتون هستم به یادم باشید
و از همتون معذرت میخوام اگه این دفه نخونده نظر میدم چون واقعا سرم شلوغه
راستی یه خبر خوش کارای دانشگاهیم درست شد
از ترم جدید میرم سر کلاس
البته واحد زیاد باید بردارم (غم
)داداشی ملینا ویکتوریا جون شبنم جون گمشده اشنا ملینا خانوم نیلو جون داش ادونیس مرد یخی ته مانده ی یه مرد مرده و همه برو بچه های عزیزم که میان وبم دوستای نازم سفرم خوش:دی
!!!!!!!!!!!!!فداتون..................................مهرنوشی