تبليغاتX
.::جزیره ی دلتنگیه من::.
ناله های من برا کسی که هیچ وقت نمیتونم بهش برسم .... همین!
 

اول از همه سلام ، امیدوارم حاله همه ی دوستان گلم خوب باشه حامد جون عزیزم هر چی میام که کامنت بذارم انگار نظراتت فعال نیست

این نوشتمو تقدیم به بهترن و گل ترین دوستانم ********ملینای گلم ،گل عاشق مهربونم ، عسل عزیزم ، حسام عزیزم******** میکنم و براتون دعا میکنم که دیگه این همه سختی امسال تموم بشه و یه روز بیام کامنت هاتونو بخونم که نوشتین چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عزیز ترینم برگشته !!!!!!!!!!!!!!! دوستون دارم و امیدوارم به ارزوهاتون برسین قربونتون مهرنوش

اندکی مهربان باش

تنها در بسترم ارمیده ام

وبه این میاندیشم چقدر به تو نیاز دارم

اه مرا فرصتی ده تا بار دگر تو را نگاه کنم

اگه میدانستم که .....

ان اخرین باری است که با تو هستم

در بر می گرفتمت و هرگز اجازه نمیدادم بروی

عزیزم اندکی مهربان باش

از تو تمنا میکنم

بگذار نشانت دهم چقدر دوستت دارم

این حقیقت دارد دلتنگ برای نوازش ات هستم

و همچنان دوستت دارم

در اینجا روز دیگری میاید

نمیدانم ایا میتوانم انرا به سر برم یا نه

اوه فهمیدم که رها بودن بسیار ازار دهنده است

از دردی که گریزانم

و هرگز نمی خواهم انرا با خود داشته باشم

آه چقدر به تو نیاز دارم تا انرا از من برهانی

همیشه فکر میکردم باید بر تو چیره شوم

اما حالا میدانم که واقعا قدرت این کار را ندارم

اگر فقط میتوانستم به تو بفهمانم

برای شروعی دیگر دنیا را نثار تو میکنم

+ پرتاب شده در جزيره توسط ~> مهــ ــرنوش | 

تولد ملینا جونمه بابا بهش تبریک بگین

تولدت مبارک

ملینا جونم امیدوارم به تمام ارزوهات برسی و موفق باشی

************************************************************

بـــا ایـــن اشکـــــ

از تو تقاضا میکنــم

و ارزو دارم با من همچون گذشته به صحبتــــ بنشینی

انگونـه که در رستوران صحبتـــــ کردیــم

با گشــاده رویی از عشـــق صحبتــــ کردی

و بارها و بارها به من وعــده دادی

که هرگــز ترکــم نمی کنی

اما اکنون رفته ای

وبا همیــن صــدا

تو را فرا می خوانــم

گاهی اوقاتــــ به خود قوتـــ قلبــــ می دهــم

با صــدا کردن نام اتـــــ

زمانیکــــه در انجـــا نیستی

خواهش میکنــــم بگــو چـه اشتباهی مرتکبـــ شده ام

چرا باید صـــدای تو را در ذهــن خود بشنوم

در ســراســـر روز و شبــــ

این منصفانه نیستــــ

با این بازوان تو را در بر گرفتـــم

هنگامیکه گفتی در حال مرگـــ هستی

جرآت کمی داشتم و این واقعیتـــ دارد

و هر روز می نوشتی

نامه هایی راجع به کارهایی که میتوانستیم انجام دهیم

هنگامیکه درد تو دور شد

خود تو نیز به همراه دردتــــ دور شدی

+ پرتاب شده در جزيره توسط ~> مهــ ــرنوش |